پژوهشكده تحقيقات اسلامى
118
تاريخ انبياء ( فارسي )
1 . وجود فرزند براى خدا محال است ؛ زيرا لازمه فرزند داشتن ، جسميت است و خداوند جسم نيست . 2 . عيسى « پسر خدا » نيست و تنها مخلوق اوست ؛ زيرا او مانند ديگر انسانها از مادر متولد شده و مراحل مختلف كودكى ، نوجوانى و جوانى را پشت سر گذاشته و مانند يك انسان ، از امكانات طبيعى استفاده كرده است . « 1 » قرآن كريم در نكوهش كسانى كه عيسى ( ع ) و يا هر شخص ديگرى را شريك خداوند بدانند مىفرمايد : . . . وَقَالَ الْمَسِيحُ يَابَنِي إِسْرَائِيلَ اعْبُدُوا اللّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ إِنَّهُ مَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مَنْ أَنْصَارٍ . ( مائده : 72 ) مسيح گفت : اى بنى اسرائيل ! خدا را كه پروردگار من و پروردگار شماست ، عبادت كنيد . كسى كه به خدا شرك بورزد ، خداوند بهشت را بر او حرام كرده و جايگاه او ، آتش جهنم است و ستمگران ، يار و ياورى ندارند . وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللّهِ وَقَالَتِ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللّهِ ذلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ يُضَاهِئُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن قَبْلُ قَاتَلَهُمُ اللّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَاباً مِن دُونِ اللّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلهاً وَاحِداً لَاإِلهَ إِلَّا هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ . ( توبه : 30 - 31 ) يهود گفتند : « عُزير پسر خداست ! » و نصارى گفتند : « مسيح پسر خداست ! » اين سخنى است كه با زبان خود مىگويند ، كه همانند گفتار كافران پيشين است ؛ خدا آنان را بكشد ، چگونه از حق انحراف مىيابند . آنها دانشمندان و راهبان خويش را معبودهايى در برابر خدا قرار دادند و [ همچنين ] مسيح فرزند مريم را ؛ در حالى كه دستور نداشتند جز خداوند يكتايى را كه معبودى جز او نيست ، بپرستند ، او پاك و منزه است از آنچه همتايش قرار مىدهند ! معجزات عيسى ( ع ) صرف نظر از كيفيت تولد حضرت عيسى ( ع ) و سخن گفتن او در گهواره ، كه هر كدام معجزهاى بود ، آن حضرت در طول زندگى نشانههاى فراوانى به مردم ارائه داد . از گل مجسمهء پرندهاى را مىساخت و در آن مىدميد و به امر الهى به پرندهاى واقعى تبديل مىشد ، كور مادرزاد و مبتلاى به بيمارى پيسى را شفا مىداد ، مردگان را زنده مىكرد و خبر از غيب مىداد . « 2 »
--> ( 1 ) . همان ، ص 311 . ( 2 ) . آل عمران ( 3 ) ، آيهء 49 .